خرید بک لینک

در این وادی مهر را باید در خواب دید

یکرنگی وصداقت را در خواب چشید


در این وادی باید دوست داشتن را با مال خرید

و پرستوی مهاجر را از هم درید


و انسانیت را با چند خط مبهم کشید

و به انتها اندیشید

و اینکه


دیگر افسانه ای از گذشت نیست

دیگر برای دوست داشتن نمی توان از قلب گفت

دیگر دلی برای سوختن نیست


و برای یک تنها

این بین جایی نیست


و من نمی دانم که در این وادی چه می کنم

جایی که هیچ امیدی نیست


جایی که وجودم را به اشتباه تسخیر می کند

و همه احساسم را با خود می برد

و قلبم را از سنگ می کند

و دیگر هیچ نمی ماند

هیچ


                                                                نسترن

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: جمعه 20 بهمن 1391 ساعت: 4:00

صفحه بندی